درء
نویسه گردانی:
DRʼ
درء. [ دَرْءْ ] (ع مص ) دور کردن و دفع نمودن چیزی را. (از منتهی الارب ). دفع کردن و دور نمودن ، و گویند دور نمودن بشدت . (از اقرب الموارد). || زود دررسیدن توجبه و دور شدن . (از منتهی الارب ). اندفاع و روان شدن سیل . (از اقرب الموارد). || روشن شدن آتش . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || غدودناک گردیدن شتر و آماسیدن پشت وی با غده . (از منتهی الارب ). دُروء. (از اقرب الموارد). و رجوع به دروء شود. || گستردن و فراخ گردانیدن چیزی را. بسط. || راندن چهارپا را بسوی شکار. || نمایان شدن و ناگاه برآمدن شخص بر کسی . || چسباندن و پیوستن دیوار به ساختمان . (از اقرب الموارد). دراءة. و رجوع به دراءة شود.
واژه های همانند
۴۶۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۲۵ ثانیه
در واژه ای پارسی و امان عربی است و به واتای [کردی] (معنی) کسی یا چیزی است که در امنیت است. همتای پارسی اینهاست: در پناه (دری) برنیک barnik (اوستایی: ...
کوارتس بفرمول SiO2 انیدرید سیلیسیم طبیعی است که در دستگاه لوزوجهی متبلور می شود
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
در رفتگی و رگ به رگ شدن
رگ به رگ شدن عضله و پارگی تاندون از متداول ترین آسیب هایی است که همواره یک ورزشکار را تهدید می کند. مجموعه سئوال و جوابهای ز...
در خصوص. {دَ خُ}. (حرف اضافه ٔ مرکب). درباره و نسبت به کسی یا چیزی. بابت، درباب، راجع به.
ونه در. [ وَ ن َ دَ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین در 24 هزارگزی راه شوسه ، دارای 144 تن سکنه و ایلات نشین...
هشت در. [ هََ دَ ] (ص مرکب ) هر جایی یا بنایی که دارای هشت در باشد : وآن هشت تا بربط نگر جان را بهشت هشت درهر تار او طوبی شمر صد میوه هر ت...
هفت در. [ هََ دُرر / دُ ] (اِ مرکب ) به معنی هفت دختر خضرا است که کنایه از هفت کوکب باشد، و آن را هفت درر هم می گویند. (برهان ).
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
تنگ در. [ ت َ دَ ] (ص مرکب ) بخیل . ممسک . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). که در خانه اش بروی کسی باز نشود. مقابل فراخ در : ممدوح بماندند دو سه ب...