گفتگو درباره واژه گزارش تخلف زرد نویسه گردانی: ZRD زرد. [ زَ ] (اِخ ) نام برادر شاه موبد در افسانه ٔ ویس و رامین . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : بدینسان اسپ و ساز و جامه ٔ مردچو نیلوفر کبود و نام او زردرسول شاه و دستور و برادرهم او و هم نوندش کوه پیکر.(ویس و رامین چ مینوی ص 45). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۹۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۳ ثانیه واژه معنی تپه زرد تپه زرد. [ ت َپ ْ پ َ زَ ] (اِخ ) دهی از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان است که در هیجده هزارگزی شمال خاوری کوزران و دو هزارگزی رودخانه ٔ ق... بید زرد بید زرد. [ دِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) ۞ در شهرستانک این نام را به «سالیکس آک ُ م ُ فیلا» ۞ دهند. (یادداشت مؤلف ). گونه ای از درخت ب... آب زرد آب زرد. [ ب ِ زَ ] (اِخ ) نام یکی از آبراهه های رود جراحی ، و آن را آب زلال هم میخوانند. تنگ زرد تنگ زرد. [ ت َ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر است که در بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان واقع است و 240 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغراف... تنگ زرد تنگ زرد. [ ت َ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان بوشگان است که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع است و 317 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران... چقا زرد چقا زرد. [ چ َ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خالصه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که در 18 هزارگزی باختر کرمانشاه و 3 هزارگزی سیمینه واقع... خار زرد خار زرد. [ رِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گیاهی است بیابانی ، عَرفَج . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به عرفج شود. زرد برگ زرد برگ . [ زَ ب َ ] (اِ مرکب ) برگ زرد. برگ خزان زده : پراندیشه شد جان کسری ز مرگ شدش لعل رخسار، چون زرد برگ . فردوسی .رجوع به زرد شود. گه زرد گه زرد. [ گ َ زَ ] (اِخ ) نام دهی است در چهار فرسخ بیشتر میانه ٔ شمال و مغرب احمد حسین [ ناحیه ٔ لیراوی ] فارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ص 280)... گاو زرد این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ ۳ صفحه ۴ از ۱۰ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود