گفتگو درباره واژه گزارش تخلف زرد نویسه گردانی: ZRD زرد. [ زَ ] (اِخ ) نام برادر شاه موبد در افسانه ٔ ویس و رامین . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : بدینسان اسپ و ساز و جامه ٔ مردچو نیلوفر کبود و نام او زردرسول شاه و دستور و برادرهم او و هم نوندش کوه پیکر.(ویس و رامین چ مینوی ص 45). واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۹۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه واژه معنی سیم زرد سیم زرد. [ م ِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در موسیقی مقابل سیم سفید در تار و غیر آن . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به آهنگ شود. عنبر زرد عنبر زرد. [ عَم ْ ب َ رِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کهربا که نوعی گیاه است . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کهربا شود. کانی زرد کانی زرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ملکاری بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع در 18هزارگزی شمال باختری سردشت و 19هزارگزی باختر شوسه ٔ سرد... کانی زرد کانی زرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در 34هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 27هزارگزی باختر شوسه ٔ م... چشمه زرد چشمه زرد. [ چ َ م َ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش قدیشه ٔشهرستان نیشابور که در 30 هزارگزی جنوب خاوری قدیشه واقع است . جلگه و گ... چشمه زرد چشمه زرد. [ چ َ م َ زَ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد که در 36 هزارگزی شمال باختری صالح آباد واقع است . کوه... چشمه زرد چشمه زرد. [ چ َ م َ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند که در 26 هزارگزی جنوب خاوری خوسف واقع است . کوهستانی اس... آفتاب زرد آفتاب زرد. [ زَ ] (اِ مرکب ، ق مرکب ) نزدیک غروب که رنگ آفتاب پریده نماید. اصیل . پس از نماز دیگر. پسین ِ دور.ایوار : و پیش سلطان شد، آفتاب ... خیری زرد خیری زرد. [ ی ِ زَ ] (ترکیب وصفی ،اِ مرکب ) عصیفره . خیری شیرازی . رجوع به خیری شود. زرد گوشان این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه ۷ از ۱۰ ۸ ۹ ۱۰ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود