گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وو نویسه گردانی: WW وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) : دیلمی وار کند هزمان دراج غوی بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۱.۳۱ ثانیه واژه معنی خوش قد و قامت خوش قد و قامت . [ خوَش ْ / خُش ْ ق َدْ دُ / ق َ دُ م َ ] (ص مرکب )خوش قامت . بلندبالا. متناسب القامه . خوش قد و قواره . خیر و شر کردن خیر و شر کردن . [ خ َ / خ ِ رُ ش َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نوعی فال با خطوط چند بر زمین یا دیوار یا کاغذ کشیدن و سپس خط اولی راخیر و دومی را شر گف... چیدن و واچیدن چیدن وواچیدن . [ دَ ن ُ دَ ] (مص مرکب ) اشیائی گرانبها به تناسب در جایها نهادن . به کاخال و ظروف واوانی مرتب و منتظم آراستن . به کاخال و ز... چیده و واچیده چیده و واچیده . [ دَ / دِ وُ دَ / دِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اشیائی گران بها به تناسب در جایها نهاده . به کاخال و ظروف واوانی مرتب و منظم ... حزم و احتیاط حزم و احتیاط. [ ح َ م ُ اِ ] (ترکیب عطفی ) حزم . احتیاط. رجوع به این دو کلمه و رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص 122 شود. خرق و التیام خرق و التیام . [ خ َ ق ُ اِ ](ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) پاره شدن و باز بهم پیوستن : حکما در خرق و التیام افلاک منکرند. (غیاث اللغات ). خلطه و آمیزش خلطه و آمیزش . [ خ ُ طُ زِ ] (ترکیب عطفی ، اِمص مرکب ) آمیزش . (یادداشت بخط مؤلف ). خر و پف کردن خر و پف کردن . [ خ ُرْ رو پ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آوازها از گلو و دهان بوقت خواب درآمدن . (یادداشت بخط مؤلف ). شرط و شرطبندی شرط و شرطبندی . [ ش َ طُ ش َ ب َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) جنگ و نبرد. (یادداشت مؤلف ). شد و آمد کردن شد و آمد کردن . [ ش ُ دُ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تردد. (زوزنی ). تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱۴۶ ۱۴۷ ۱۴۸ ۱۴۹ ۱۵۰ صفحه ۱۵۱ از ۲۱۸ ۱۵۲ ۱۵۳ ۱۵۴ ۱۵۵ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود