اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

وو

نویسه گردانی: WW
وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) :
دیلمی وار کند هزمان دراج غوی
بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .

منوچهری .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۱ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
بهترین سروده ی مولوی در زبانشناسی: نام فروردین نیارد گل به باغ**** شب نگردد روشن از نام چراغ/// هیچ نام با نامندگ (nâmandag) دیده ای؟**** یا ز گاف و ل...
قدمت این ایل در حدود 1200 سال میباشد منتصب به ایل سوره مهری لوکیشن اصلی این خاندان در ابتدا ایلام بوده و بعد در گویشهای لکی لری فارسی و حتی کردی بین ش...
قدمت این ایل در حدود 1200 سال میباشد منتصب به ایل سوره مهری لوکیشن اصلی این خاندان در ابتدا ایلام بوده و بعد در گویشهای لکی لری فارسی و حتی کردی بین ش...
قدمت این ایل در حدود 1200 سال میباشد منتصب به ایل سوره مهری لوکیشن اصلی این خاندان در ابتدا ایلام بوده و بعد در گویشهای لکی لری فارسی و حتی کردی بین ش...
زمانی که بر سر حمد ب درآید، حمد به معنی ستایش یا شکر نیست که به معنی دستور، فرمان و راهنمایی است؛ همچنان که در آیه 30 بقره گفت: نحن نسبح بحمدک یعنی ما...
آیزاک نیوتن، فیزیک‌دان و ریاضی‌دان انگلستانی، آثاری در زمینه گاه‌شماری، تفسیر کتاب مقدس (آخرالزمان) و کیمیاگری تألیف کرده‌است. برخی از آنان را می‌توان...
هفتاد و چهارتوپه. نوعی رزمناو بادبانی دو عرشه ای بود که اسماً 74 توپ داشت. در دهه 1740م. نیروی دریایی فرانسه این سنخ رزمناو را ابداع کرد و جایگزین انو...
نظم و نسق دادن . [ ن َ م ُ ن َ س َدَ ] (مص مرکب ) به سامان آوردن . منظم و مرتب کردن .
نشست و خیز کردن . [ ن ِ ش َ ت ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نشست و خاست کردن . معاشرت کردن . رفت و آمدداشتن . هم نشینی کردن : گفتند چرا بزرگ شمابا گ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.