یع
نویسه گردانی:
Yʽ
یع. [ ی َ ] (ع صوت ) کلمه ای است که بدان زجر کنند تا از گرفتن چیزی بازماند، مثل کخ در فارسی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کلمه ای است که بدان کودکان را از ناپاکی و چرکینی منع می کنند. (ناظم الاطباء).
واژه های همانند
۱۰۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۸ ثانیه
در قرارداد شیلات که در سال1300 قمری بین دولت ایران و لیانازوف تبعه روس منعقد گردید، آمده است:
"کل اسباب پرپاس یعنی جمیع لوازم که از هر جهت از برا...
انسان، آدمی، مرد، جوانمرد
خودکار یا اتوپن (که به طور غیررسمی به عنوان ماشین امضا شناخته میشود) وسیلهای مکانیکی است که برای امضای تکراری امضای انسان استفاده میشود. ممکن است ا...
ایل رو یا محدوده و مسیر عرفی عبور ایلات
افسانه غَرانیق واقعهای است که در آن ادعا شده پیامبر اسلام(ص) هنگام تلاوت سوره نجم، تحت تاثیر شیطان دو عبارت غیر قرآنی را بین آیات این سوره خوانده و ت...
قمرود. قمرود در اصل اناربار است. این رودخانه که به نامهای گل افشان، اناربار، لهل رود و لعل بار نیز معروف است، از زردکوه بختیاری سرچشمه میگیرد و پس ا...
تنگ . [ ت َ ] (ا.). خروار شکر. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 278) (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ). بار شکر. (فرهنگ فارسی معین ). بار شکر که بر روی خر حمل شود. (...
دو DAOW دو شدن یا دو بودن به معنی بی عقل شدن ، کم عقل شدن یا فریب کسی یا چیزی را خوردن
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
پسر دو سه سالۀ لخت
آلت تناسلی پسر بجۀ چندساله
گاهی برای کوچک دانستن یا مسخره کردن مزدی او را شوندول خطاب میکنند