فعل
نویسه گردانی:
FʽL
فعل واژه ای تازی (عربی) است و به جای آن "کارواژه" را می توان بهره برد
واژه های همانند
۶۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: یات yât (اوستایی: yâta)، ساتو sâto (اوستایی: ثاتو şãto) **** علی محمد عالیقدر 09163657861
فعل . [ ف ُ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ فعال . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فعل . [ ف َ ] (ع مص ) کردن کار را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فعل . [ ف ِ ] (ع اِ) حرکت مردم . (منتهی الارب ). اسم حدث و آن کنایت از حرکت انسان است . (از اقرب الموارد). کردار یا کنایت از عملی است متع...
سگ فعل . [ س َ ف ِ] (ص مرکب ) آنکه خوی او چون سگان باشد : باد آتش شمشیرت داغ دل سگ فعلان بس داغ سگان کرده ست سگدار تو عالم را.خاقانی .
کج فعل . [ ک َ ف ِ ] (ص مرکب ) که کار بر ناراستی دارد. که بر ناراست کار کند. بدکردار. حیله باز. مکار. (ناظم الاطباء) : ز کج فعلیش مایه دار قلم...
زاغ فعل . [ ف ِ ] (ص مرکب ) آنکه رفتارزاغ دارد. || مجازاً، بدفعل : از آن زاغ فعلان گه شبروی ز صف کلنگان فزون آمدیم . خاقانی .و رجوع به زا...
ترک فعل https://www.law.cornell.edu/wex/negligence از اصطلاحات علم حقوق بوده و به معنای جرمی است که بر اساس آن فرد از انجام وظیفه قانونی خود، خودداری...
نامی ست که برای فعل عام (کمکی) در پارسی بکار می رود. افعال عام در پارسی پنج شکل دارند:
بودن ، شدن ، گشتن ، گردیدن و هستن. از این افعال برای ایجاد ا...
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: نامیات nâmyât (نام + یات: فعل از اوستایی: yâta) **** فانکو آدینات 09163657861