خان
نویسه گردانی:
ḴAN
خان ( rifling) به شیارهای موازی و مارپیچی در داخل لوله برخی تفنگها و دیگر جنگافزارها گفته میشود. وجود خان باعث میشود که گلوله با چرخش حول محور حرکت خود از لوله خارج شود. خان با ایجاد حرکت چرخشی در گلوله باعث پایداری ژیروسکوپی گلوله و افزایش دقت تیراندازی میشود. درگیری خان با نوارهای پیشران پرتابهها باعث چرخش پرتابه میشود.[۱] خان در دو نوع چپ گرد و راست گرد وجود دارد. کار افزودن خان به لوله سلاحها یا دیگر لولهها را «خانکِشی» میگویند https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%A7%D9%86_(%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%AD%D9%87) https://en.wikipedia.org/wiki/Rifling
واژه های همانند
۶۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
سبزعلی خان . [ س َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه واقع در 12 هزارگزی جنوب باختری کوزران و 4 هزارگزی جنوب خاوری راه ...
زبردست خان . [ زَ ب َ دَ ] (اِخ ) فرزند ارشد علی مردان خان امیرالامراء شاه جهان امپراطور هند. (1068 تا 1118 م .). زبردست خان در ایام صوبه داری پ...
زبردست خان . [ زَ ب َ دَ ] (اِخ ) از امراء والاشاهیان ۞ و صاحبان مناصب بزرگ دربار شاه جهان امپراطور متوفی 1076 هَ . ق . هند است . میرعبدالرزاق...
قاروان خان . [ رْ ] (اِ مرکب ) کاروان خان . این خطابی است ایرانی . (از سفرنامه ٔ شاه ایران ) (آنندراج ).
علیقلی خان . [ ع َ ق ُ ] (اِخ ) (حاج ...)ملقب به سردار اسعد. او فرزند سوم حسینقلی خان ایلخانی بختیاری بود. وی یکی از سران جنبش آزادی خواهی ...
علیقلی خان . [ ع َ ق ُ ] (اِخ ) ابن شاه وردی خان ، والی لر کوچک . وی تا آخر عمر به صورت تبعید در خراسان می زیست و برخی اشعار او را نصرآبادی ن...
عربشاه خان . [ ع َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گرمادوز، بخش کلیبر شهرستان اهر. ناحیه ای است کوهستانی .هوای آن معتدل مایل به گرمی است . ...
طایانک خان . (اِخ ) پادشاه یا خان طایفه ٔ نایمان مغول که چنگیزبر او ظفر یافت . حمداﷲ مستوفی آرد: در سنه ٔ تسع و تسعین و خمسمائة چنگیزخان بر او...
شیبانی خان . [ ش َ ] (اِخ ) رجوع به شیبانی محمد و شیبک خان و فهرست اعلام حبیب السیر چ خیام ج 4 شود.
ده قره خان . [ دِه ْ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوهر بخش بافت شهرستان سیرجان . واقع در 36هزارگزی شمال باختری بافت . سکنه ٔ آن 227 تن...