اجازه ویرایش برای همه اعضا

آراز

نویسه گردانی: ʼARʼZ
این نام در سنسکریت فعل است و آراده ārādh خوانده می شود به معنی خرسند ـ خشنود کردن. dh در سنسکریت، در دیگر زبان های آریایی ذ، ز خوانده می شود؛ زیرا سنسکریت آوای z ندارد. از این رو آراده سنسکریت در پارسی به صورت نام به معنی خرسند - خشنود کننده به کار رفته و آراز خوانده شده است و نامی ترکی نیست.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
آراز نام رودی است که ایران و آذربایجان را از هم جدا کرده است و نام فارسی آن ارس میباشد.
جوانمرد آزی نامی ترکی آز یا آس نام قومی است که در بخشهای وسیعی از آسیا می زیسته اند نام قاره آسیا نیر از همین قوم می باشد ار یا آر در زبان ترکی به م...
کلاته آراز. [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چناران بخش حومه ٔ شهرستان مشهد.محلی سردسیر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
آراض . (ع اِ) ج ِ اَرض .
اراز. [ اَ ] (اِخ ) (رود...) رود آمل . (ایران باستان ص 2216).
عراز. [ ع ُرْ را ] (ع ص ، اِ) ج ِ عارز. (از اقرب الموارد). غیبت کنندگان . (منتهی الارب ). غیبت کنندگان از مردم . (ناظم الاطباء).
عراز. [ ع ِ ] (ع مص ) معارزة. با همدیگر ستیهیدن . || دور دور یک جانب بودن . || خلاف کردن و با هم خشم گرفتن . || گرفته و ترنجیده گردیدن ...
عراز. [ع ِ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
« قبلی صفحه ۱ از ۱ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.