اجازه ویرایش برای همه اعضا

رای

نویسه گردانی: RʼY
ray: این واژه در فرهنگ عربی - فارسی لاروس با دو معنی آمده است: 1 - دیدن. 2 - اندیشه، پندار، دیدگاه، نظر. یعنی آنچه انسان می بیند و به آن معتقد می شود. در فارسی امروز، معنی دوم به کار می رود و با آن واژه ی رایزنی و رایزن نیز ساخته شده است. در پارسی کهن، پارسی باستان، اوستایی، سغدی، پارتی و مانوی رای به معنی دوم دیده نمی شود. در واژه های پهلوی rāy (و نه ray) با این معنی ها آمده است: 1- فروغ، شکوه. 2ـ- کوشش، تلاش، سعی، جهد، فعالیت. 3- رهبری، راهنمایی، فرمانروایی، مُلک. 4 -برای، به علت، به جهت، به سبب. 5 -دارنده، مالک، صاحب، سرور، اقا. 6- جهت، راه، مسیر، سمت. (فرهنگ واژه های پهلوی، بهرام فره وشی). از این رو رای واژه ای عربی است و جمع آن آراء می باشد. همتای پارسی این است: آچیت ācit (اوستایی) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۰۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۹۱ ثانیه
رای بیل . (هندی ، اِ) گل گیاهی هندی است و آن سه گونه میباشد، رای بیل ،موتیه و موکره ، و همه در شکل گیاه بهم شبیهند و در ممالک هند و بنگال...
رای بین . (نف مرکب ) رای بیننده . هوشیار. هوشمند : بپرسید مر زال را موبدی از آن تیزهش رای بین بخردی .فردوسی .
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
سبک رای . [ س َ ب ُ] (ص مرکب ) کم عقل . بی خرد. احمق . نادان : برگردد بخت از آن سبک رای کَافزون ز گلیم خود کشد پای .نظامی .
سست رای .[ س ُ ] (ص مرکب ) ضعیف العقل و بی تدبیر و بی تمیز. (ناظم الاطباء). ناقص عقل . بی تصمیم . بی اراده : بگرگین بگو ای یل سست رای چو گویی ...
شوم رای . (ص مرکب )که رای و نظر نحس و بد دارد. بداندیشه : مستهان و خوار گشتند از فتن از وزیر شوم رای و شوم فن .مولوی .
فلک رای . [ ف َ ل َ ] (ص مرکب ) آنکه اندیشه و رایش به بلندی فلک است . بلندفکر. بلنداندیشه . (یادداشت مؤلف ). آنکه تدبیرش همسان تدبیر آسمان ...
نیک رای . (ص مرکب ) کسی که رای و تدبیر وی موافق صواب و صلاح باشد. (ناظم الاطباء). نیک اندیشه . (فرهنگ فارسی معین ) : چه گفت آن گرانمایه ٔ...
نیک رای . (اِخ ) لقب قباد برادر بلاش گرانمایه پادشاه ساسانی است . (یادداشت مؤلف از مفاتیح ).
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۱۱ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.