اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابواسحاق

نویسه گردانی: ʼBWʼSḤAQ
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) ابراهیم بن ابی عون احمدبن ابی النجم . یکی از خاندان آل ابی النجم . ادیبی فاضل و در بغداد از اعیان معاریف بشمار بود. او از اصحاب ابی جعفر محمدبن علی شلمغانی معروف به ابن ابی العزاقر است و به خدائی ابوجعفر محمدبن علی شلمغانی معتقد بود. آنگاه که ابن ابی العزاقر دستگیر شد او را نیز گرفتار کردند و به ابواسحاق گفتند که بدو دشنام گوید و خیو بر وی افکند او را ترس بگرفت و بر خود بلرزید و از اینرو او را نیز با ابن شلمغانی گردن زدند. از اوست : کتاب النواحی فی اخبار البلدان . کتاب الجوابات المسکته . کتاب التشبیهات . کتاب بیت مال السرور. کتاب الدواوین و کتاب الرسائل . (از ابن الندیم ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۰۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
ابواسحاق شیرازی . [ اَ اِ ق ِ ] (اِخ ) رجوع به بسحاق شود.
ابواسحاق شیرازی . [ اَ اِ ق ِ ](اِخ ) جمال الدین ابراهیم بن علی بن یوسف فیروزآبادی شیرازی . نزیل بغداد (393 - 476 هَ . ق .). فقیه معروف شافعی...
ابواسحاق بغدادی .[ اَ اِ ق ِ ب َ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم خواص شود.
ابواسحاق اشبونی . [ اَ اِ ق ِ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم بن هارون شود.
ابواسحاق اشبیلی . [اَ اِ ق ِ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم بن وثیق شود.
ابواسحاق سانجنی . [ اَ اِ ق ِ ج ِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم بن معقل نسفی ... شود.
ابواسحاق جویباری . [ اَ اِ ق ِ ] (اِخ ) رجوع به ابواسحاق محمد ابراهیم ... شود.
شاه شیخ ابواسحاق . [ ش َ اَ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابواسحاق اینجو شود.
ابواسحاق اسفراینی . [ اَ اِ ق ِ اِ ف َ ی ِ ] (اِخ ) ابراهیم بن محمدبن ابراهیم بن مهران اسفراینی ملقب به رکن الدین . فقیه شافعی متکلم اصولی ...
ابواسحاق قصرقضاعی . [ اَ اِ ق ِ ق َ رِ ق ُ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم بن محاسن ... شود.
« قبلی ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ صفحه ۱۰ از ۱۱ ۱۱ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.