اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابواسحاق

نویسه گردانی: ʼBWʼSḤAQ
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) محمد ابراهیم [ کذا ] بن محمد بخاری متخلص به جویباری . از فضلا و علمای دوره ٔ سامانیان بوده و شعر نیز می سروده است :
به سبزه بنهفت آن لاله برگ خندان را
به ابر پنهان کرد آفتاب تابان را
بسوی هر دو مهش بر دو شاخ ریحان بود
بشاخ مورد بپیوست شاخ ریحان را
به ابر نیسان مانم کنون من از غم او
سزد که صنعت خوب است ابر نیسان را[ کذا ]
بیک گذر که سحرگاه بر گلستان کرد
بهشت کرد سراسر همه گلستان را.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۰۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم بن مدبر... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن المهدی بن المنصور ابی جعفر محمدبن علی بن عبداﷲبن العباس بن عبدالمطلب . برادر هارون الرشید. رجوع به ...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن نصربن عسکرملقب به ظهیرالدین قاضی سلامیه . فقیه شافعی موصلی . اصل او از سندیه ٔ عراق بود و در مد...
ابواسحاق . [ اَاِ ] (اِخ ) ابراهیم المس . یکی از خوشنویسان معروف واو شاگرد ابن معدان خطاط مشهور است . (ابن الندیم ).
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) ابراهیم نوبختی .در اوائل قرن چهارم میزیست . وی خواهرزاده ٔ ابوسهل ثانی و سلسله ٔ نسبش معلوم نیست . او از متکلمین ...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن هلال بن ابراهیم بن زهرون بن جیون حرانی معروف به صابی . رجوع به ابراهیم بن هلال ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن یحیی بن عثمان الاشهبی . رجوع به ابراهیم بن یحیی بن عثمان شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن یحیی النقاش ،معروف به ابن زرقیال . رجوع به ابن زرقیال ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن یوسف بن ابراهیم حمزی اندلسی . رجوع به ابن قرقول ابراهیم ... شود.
ابواسحاق .[ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابن عسال مؤتمن برادر اصغر ابوالفرج هبةاﷲ. رجوع به ابن عسال ابوالفضل ... شود.
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۱۱ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.