بست
نویسه گردانی:
BST
بست . [ ب ُ ](اِخ ) بشت . از بلوک نیشابور است . مرحوم قزوینی در تعلیقات لباب الالباب ج 1 ص 30 درباره ٔ کلمه ٔ دوغ آباد می نویسد: قصبه ای است از محال نیشابور، در کتب جغرافیای عرب یافت نشد ولی در دمیةالقصر در طبقات شعراء نواحی نیشابور در ترجمه ٔ ابومحمد دوغبادی گوید، دوغباد قریه ای است از ناحیه ٔ بست و واضح است که مقصود بست سجستان نیست بلکه بست در اینجا لغتی است در بشت و آن از بلوک معروف نیشابور است مشتمل بر قرای بسیار. یاقوت در معجم الادبا گوید: دوغاباد قصبه ای است از اعمال زواره و زواره از رساتیق نیشابور است . بست و دوغ آبادهم اکنون در خراسان هست و جزء توابع تربت حیدریه می باشد. و رجوع به جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی چ 1337 هَ . ش . بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص 440 شود.
واژه های همانند
۶۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
قلعه "سنگ بست" از نمادهای تاریخی زواره که در دل بافت تاریخی شهر واقع شده، مربوط به قرن پنجم هجری و جزو آثار ملی کشور محسوب می گردد. این قلعه...
مجموعه تاریخی سنگ بست مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان فریمان، بخش مرکزی، روستای سنگبست واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ ...
بُسْت، شهری کهن نزدیک ملتقای رودهای هیرمند و ارغنداب که امروزه ویرانههای آن مجاور شهر لشگرگاه، مرکز ولایت هلمند در جنوب غربی افغانستان...
بستهای قورباغهای که در صنعت به عنوان مهارکش معرفی میشوند، دستگاهی است برای اعمال نیروی پیش تنیدگی معین در یک طناب ، کابل ، بادبند و ... . این دستگا...
گسترش دادن ، پهن کردن ، وسیع نمودن
بسط. [ ب َ ] (ع اِمص ) فراخی . (غیاث اللغات ) (مؤیدالفضلاء) (آنندراج ). فراخی . وسعت . (ناظم الاطباء). گشادگی . پهن شدن . پهنی یافتن . پهنی . پهن...
بسط. [ ب َ ] (ع اِ) معجون مسکری . (ناظم الاطباء: بسطی ).
بسط. [ ب ِ / ب ُ / ب َ س ُ ] (ع ص ، اِ) ناقه ای که بچه ٔ وی را با وی گذارند و باز ندارند، ج ، ابساط و بُسُط وبِساط و بضم شاذ است . (منتهی الارب...
بسط. [ ب ُ س ُ ] (ع اِ) ج ِبساط، گستردنیها. شادروانها. (فرهنگ فارسی معین ).
بصط. [ ب َ ] (ع مص ) بمعنی بسط است بهمه ٔ معانی . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). رجوع به بسط شود.