بینی
نویسه گردانی:
BYNY
بینی . (اِخ ) یوسف بن مبارک بن بینی . محدث است . (منتهی الارب ).
واژه های همانند
۸۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
باد در بینی افکندن .[ دَرْ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکبر و غرور و لاف زدن .رجوع به باد، باد به بینی افکندن ، باد به بروت افکندن ، باد در بروت ...
جان در بینی رسیدن . [ دَ بی رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) بغایت تنگ و ستوه آمدن از زندگانی . (بهار عجم ) (آنندراج ). مشرف بمرگ گشتن . بحال مرگ د...
بینی و ریشه واژه ترتیب: قدیمی جدید رای موافق رای مخالف امیرحسین سیاوشی خیابانی١٤:١٤ - ١٤٠٢/٠٦/٠٨خانه پنج در. [ ن َ / ن ِ ی ِ پ َ دَ ] ( ترکیب وصفی ، ا...
در نامه ای که رستم فرخزداد سردار سپاه ایران در جنگ قادسیه به برادرش می نویسد، پیش بینی می کند که اگر ایران از اعراب شکست بخورد، آینده ی ایران چنین خو...
بی نی یو. (اِ) نوعی نای انبان دارای دو نای . رجوع به بینی شود.