اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

وو

نویسه گردانی: WW
وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) :
دیلمی وار کند هزمان دراج غوی
بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .

منوچهری .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲,۱۸۰ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۲ ثانیه
نگاه کنید به: پیشوند های زبان پارسی، پسوند های زبان پارسی در همین لغتنامه
تقسیم صفت گاهی به لحاظ وجودی یا عدمی بودن آن است و زمانی بر فرض وجودی بودن آن به لحاظ تقیید و اطلاق و به جهت نامحدود یامعدود بودن آن می باشد و گاهی نی...
یمین الدولة و امین الملة. [ ی َ نُدْ دَ ل َ وَ اَ نُل ْ م ِل ْ ل َ ] (اِخ ) لقب محمودبن سبکتکین غزنوی . رجوع به محمود شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
بریتانیا، موزه‌ و کتابخانه‌ ، یکی‌ از معتبرترین‌ موزه‌ها و کتابخانه‌های‌ جهان‌ در لندن‌ با آثار بسیاری‌ از تاریخ‌ طبیعی‌ و تمدن‌ بشری‌ در دورانهای‌ مخ...
اتابکان الجزیره و شام . [ اَ ب َ ن ِ اَ ج َ رَ وَ ] (اِخ ) یا امرای زنگی (521 - 648 هَ . ق .). اتابک عمادالدین زنگی پسر آق سنقر حاجب یکی از غ...
در عهد عتیق و جدید، روی هم 63 مورد تضاد و اختلاف دیده می شود: الف ـ اختلاف معنایی (1)ـ کتاب خروج، فصل 9، بند 6ـ «فردای آن روز، خدای جاویدان، همچن...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.