اجازه ویرایش برای همه اعضا

صفت

نویسه گردانی: ṢFT
صفت: واژه ای که می تواند مستقیم یا غیر مستقیم به نامی که با جنس آن همخوانی دارد افزوده شود تا ویژگی یا رابطه ای از آن نام را بیان نماید.(le petit Robert 1). همتای پارسی این واژه ی عربی، واژه ی زیبای سغدی بِژنا bežnA می باشد. *
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۶ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنا تاراگ bežnâ-târâg (بژنا: صفت. «سغدی» + تاراگ: منفی از کردی: târâv) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنالگراو bežnâlegrâv (بژنا: صفت. «سغدی» + لگراو از کردی: لیگیراو ligiraw: مشتق)*
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناگومیگ bežnâgumig (بژنا: صفت. «سغدی» + گومیگ از مانوی: gumeg: مرکب)*
صفت واژه ای عربی و پسین پارسی است؛ و جایگزین پارسی این است: بژنای پسین bežnâye-pasin (بژنا: صفت. ـ«سغدی» + پسین) *
صفت واژه ای عربی و ساده پارسی است؛ و جایگزین پارسی، این است: بژنای ساده bežnâye-sâde (بژنا: صفت. «سغدی» + ساده) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناساند bežnâsând (بژنا: صفت. «سغدی» + ساند از سنسکریت: sândra) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناگراو bežnâgrâv (بژنا: صفت؛ سغدی + اگراو: عالی؛ مانوی. الف بژنا با الف اگراو یکی شد) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناگوفرا bežâgufrâ (بژنا + گوفرا: مبهم؛ از اوستایی: gufra) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناتاوی bežnâtâvi (بژنا: صفت. «سغدی» + آتاوی: لیاقت؛ از پهلوی: ãtâvih؛ الف بژنا با آی آتاوی یکی شد...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۱۰ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.