صفت
نویسه گردانی:
ṢFT
صفت: واژه ای که می تواند مستقیم یا غیر مستقیم به نامی که با جنس آن همخوانی دارد افزوده شود تا ویژگی یا رابطه ای از آن نام را بیان نماید.(le petit Robert 1). همتای پارسی این واژه ی عربی، واژه ی زیبای سغدی بِژنا bežnA می باشد. *
واژه های همانند
۹۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۴ ثانیه
طوطی صفت. {ط. ط. صِ فَ} (ص مرکب ) آن که منش و رفتار و کردار و حرکات و وجنات و خصوصیات و فروزه های طوطی دارد. مقلد و فرمان بر. آنکه اختیاری از خود ندار...
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: ویژگی شیراک vižegiye-ŝirâk. (شیراک: کمال؛ سغدی)*
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین این است: ویژگی ممین vižegiye-momin (ممین؛ مانوی).*
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنا بانیشیک bežnâ-bâniŝik (بژنا: صفت. «سغدی» + بانیش از مانوی: banniŝn + پسوند پهلوی «ایک»)*
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: بژنا داشتاری bežnâ-dâŝtâri (بژنا، سغدی؛ داشتاری از پهلوی: dâŝtârih: دارندگی، ملکی) *
این دو و اژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: ویژگی نمایان vižegiye-namâyân.*
حرف صفت . [ ح َ ف ِ ص ِ ف َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شمس قیس گوید: دال و الف و راء است که در اواخر بعضی اسامی معنی صفت دهد، چنانکه آبدا...
عیسی صفت . [ سا ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) دارنده ٔ صفتی چون صفت عیسی . عیسی مانند در زنده کردن مردگان : در تن هر مرده دل عیسی صفت از تلطف تازه جان...
کمان صفت . [ ک َ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) خمیده مانند کمان . چون کمان مقوس و گوژ : چون قامتم کمان صفت از غم خمیده شدچون تیر ناگهان ز...
مریم صفت . [ م َرْ ی َ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) متصف به صفت مریم به معنی آبستنی با دوشیزگی و پاکی و عفت : خیک است شش پستان زنی رومی دلی زنگی...