صفت
نویسه گردانی:
ṢFT
صفت: واژه ای که می تواند مستقیم یا غیر مستقیم به نامی که با جنس آن همخوانی دارد افزوده شود تا ویژگی یا رابطه ای از آن نام را بیان نماید.(le petit Robert 1). همتای پارسی این واژه ی عربی، واژه ی زیبای سغدی بِژنا bežnA می باشد. *
واژه های همانند
۹۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۲ ثانیه
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنا یاتاکی bežnâ-yâtâki (بژنا: صفت. «سغدی» + یات: فعل؛ از اوستایی: yâta + پسوند پهلوی آک +...
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناکژیک bežâkežik (بژنا: صفت «سغدی» + کژیک: حالیه از سغدی: keŝicik) *
صفت واژه ای عربی و پیشین پارسی است؛ و جایگزین پارسی، این است: بژنای پیشین bežnâye-piŝin (بژنا: صفت. ـ«سغدی» + پسین) *
این واژه ها (بجز ی) عربی است؛ و پارسی جایگزین، این است: بژنازاسی bežnzâsi (بژنا: صفت. «سغدی» + ازاس: تعجب از سغدی: áżâs که الف بژنا و الف ازاس با...
صفت واژه ای عربی و پرسشی پارسی است و جایگزین پارسی، این است: بژنای پرسشی bežnâye-porseŝi (بژنا «سغدی» + پرسشی) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناماژه bežnâmâže (بژنا + آماژه: اشاره «کردی») *
مجنون صفت . [ م َ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) همچون مجنون . مانند مجنون : مجنون صفت اوفتاد سرمست در سلسله مانده پای تا دست . نظامی .بلبل ز در...
صفت کردن . [ ص ِ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نعت . انتعات . (منتهی الارب ). اتصاف . (تاج المصادر بیهقی ). ستودن کسی یا چیزی را به نیکی یا زشتی ی...
سلطان صفت . [ س ُ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) آنکه خوی و عادت و صفت وی چون سلطان باشد : سلطان صفت همی روی و صدهزار دل با او چنانکه در پی سلطان ر...
شیرین صفت . [ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) شیرین حرکات . شیرین کار. سخت زیبا، که صفات و حرکات شیرین و دلنشین دارد. آنکه مانند شیرین ، معشوقه ٔ خسرو و ف...