اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابواسحاق

نویسه گردانی: ʼBWʼSḤAQ
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) ابراهیم بن ابی عون احمدبن ابی النجم . یکی از خاندان آل ابی النجم . ادیبی فاضل و در بغداد از اعیان معاریف بشمار بود. او از اصحاب ابی جعفر محمدبن علی شلمغانی معروف به ابن ابی العزاقر است و به خدائی ابوجعفر محمدبن علی شلمغانی معتقد بود. آنگاه که ابن ابی العزاقر دستگیر شد او را نیز گرفتار کردند و به ابواسحاق گفتند که بدو دشنام گوید و خیو بر وی افکند او را ترس بگرفت و بر خود بلرزید و از اینرو او را نیز با ابن شلمغانی گردن زدند. از اوست : کتاب النواحی فی اخبار البلدان . کتاب الجوابات المسکته . کتاب التشبیهات . کتاب بیت مال السرور. کتاب الدواوین و کتاب الرسائل . (از ابن الندیم ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۰۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۵۲ ثانیه
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابواسحاق شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ )کنیت آجرّی صغیر است . رجوع به ابراهیم آجرّی شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن ابی الفتح بن خفاجه ٔ اندلسی . رجوع به ابن خفاجه ابراهیم ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) ابراهیم بن احمدبن اسحاق المروزی خالدآبادی . فقیه شافعی ، امام عصر خویش ، شاگرد ابن سریج درفتوی و تدریس . و درب م...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن احمدبن الحسن الرباعی . رجوع به رباعی ابراهیم بن احمدبن ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) ابراهیم بن احمدبن عیسی بن یعقوب غافقی اشبیلی نحوی . شیخ نحات و قراء بسبته . صاحب بغیه از ذهبی روایت کند که مول...
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن ادهم ، صوفی مشهور. رجوع به ابراهیم ادهم ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن اسحاق بن ابراهیم بن بشیربن عبداﷲ. رجوع به ابراهیم حربی ابن اسحاق ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن اسماعیل . فقیهی از اصحاب حدیث .رجوع به ابراهیم بن اسماعیل مکنی به ابواسحاق شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن جابر. رجوع به ابن جابر ابواسحاق ابراهیم شود.
« قبلی صفحه ۱ از ۱۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.