اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

وو

نویسه گردانی: WW
وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) :
دیلمی وار کند هزمان دراج غوی
بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .

منوچهری .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۲.۸۶ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
اداره موزه آک سرا اداره موزه آدی یامان اداره موزه آماسیا – بارتین اداره موزه آماسیا اداره موزه اخلاط ـ بیتلیس اداره موزه بولو اداره...
نوروز در ایران و چند کشور منطقه که دارای فرهنگ مشترک با ایران هستند جشن گرفته می‌شود، اما در چند سال اخیر برخی دیگر از کشورها آن را در قالب تعطیلات ر...
ذره‌ گرایی‌ در آغاز اندیشه‌ اسلامی‌ و نسبت‌ آن‌ با اندیشه‌ ایرانی‌ پیش‌ از اسلام‌ ...
• افلاطون هیچ گاه از نظریه مُثُل جدا نشد 10-1- در اینجا قصد ما این است که نظریه صُوَر یا مُثُل را از جنبه هستی شناختی آن بحث کنیم. قبلاً دیدیم که در...
در سدۀ 4ق/10م امپراتوری بیزانس، میراث‌خوار فرهنگ یونان، توانست پس از چند سده عقب‌نشینی در برابر مسلمانان، نخستین‌بار برخی از نقاط مسلمان شده را به چنگ...
مخزن الادویه و تذکرة اولی النهی محمد حسین ابن محمد هادی عقیلی آغ‍از ن‍س‍خ‍ه‌: ب‍س‍م‍ل‍ه‌، ال‍ح‍م‍دل‍ل‍ه‌ ال‍ذی‌ ع‍رف‍ن‍ا ب‍ن‍ف‍س‍ه‌ و ه‍دان‍ا ب‍ح‍م‍...
اخبار الدول و آثار الأول فی التاریخ، اثر احمد بن یوسف قرمانی (متوفی 1019ق) با تحقیق دکتر فهمی سعد و احمد حطیط، کتابی است در موضوع تاریخ عمومی، که به ز...
تاریخ انحطاط و سقوط امپراتوری روم (به انگلیسی: The History of the Decline and Fall of the Roman Empire) یا انحطاط و سقوط امپراتوری روم کتابی تاریخی نو...
شعبه ٔ محمد قلیخان و نجفقلیخان . [ ش ُ ب ِ ی ِ م ُ ح َم ْ م َ ق ُ ن ُ ن َ ج َ ق ُ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بیرانوند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 67).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.