گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وو نویسه گردانی: WW وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) : دیلمی وار کند هزمان دراج غوی بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۱.۹۲ ثانیه واژه معنی اصلاً و فرعاً اصلاً و فرعاً. [ اَ لَن ْ وَ ف َ عَن ْ ] (ق مرکب ) مایه و سود. سرمایه و بهره . جر و بحث شدن جر و بحث شدن . [ ج َرْ رُ ب َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مجادله را بدرازاکشاندن . (از یادداشت مؤلف ). رجوع بجر و بحث شود. جام شیر و می جام شیرو می . [ م ِ رُ م َ / م ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) پیاله ای که پر از آب کوثر باشد. || آب و دهان معشوق . || کلامی باشد که شیرین ب... جد و جهد کردن جد و جهد کردن . [ ج ِدْ دُ ج َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کوشش کردن . سعی نمودن . رجوع به جد و جهد شود. تک و پوی زدن تک و پوی زدن . [ ت َ ک ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) تلاش کردن . جهد کردن . به هر دری زدن . بهر سوی روی آوردن : در طرف خراسان و عراق هنوز آتش فتن... تاراغ و توروغ تاراغ و توروغ . [ راغ ْ غ ُ ] (اِ صوت ، از اتباع ) آوایی که از برخورد دو چیز برخیزد. صدایی که از بهم کوفتن دو چیز حادث شود و موجب ناراحتی ان... پی و پا درست پی و پا درست . [ پ َ / پ ِ ی ُ دُ رُ ] (ص مرکب ) دارای بنیادی استوار. پشت و رو کردن پشت و رو کردن . [ پ ُ ت ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مقلوب کردن . منقلب کردن . برگرداندن جامه بصورتی که رو پشت و پشت رو شود. پر ناز و غمزه پر ناز و غمزه . [ پ ُ زُ غ َ زَ / زِ ] (ص مرکب ) که ناز و غمزه ٔ بسیار دارد. پر شاخ و برگ پر شاخ و برگ . [ پ ُ خ ُ ب َ ] (ص مرکب ) ۞ که شاخ و برگ بسیار دارد . تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱۵۲ ۱۵۳ ۱۵۴ ۱۵۵ ۱۵۶ صفحه ۱۵۷ از ۲۱۸ ۱۵۸ ۱۵۹ ۱۶۰ ۱۶۱ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود