اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

وو

نویسه گردانی: WW
وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) :
دیلمی وار کند هزمان دراج غوی
بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .

منوچهری .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۱.۶۱ ثانیه
پیرمرد و دریا (به انگلیسی: The Old Man and the Sea) نام رمان کوتاهی است از ارنست همینگوی، نویسنده سرشناس آمریکایی. این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا نوشته ...
اَلفیه و شَلفیه کتابی است مصور در مورد آمیزش جنسی که حکیم ابوبکر ازرقیِ شاعر آن را برای پادشاه نیشابور، طغان‌شاه، پسر آلپ ارسلان سلجوقی و نوه طغرل سلج...
(صفت نسبی) یعنی به صورت منفی و یا مثبت (فرهنگ بزرگ سخن). همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این دو واژه ی کردی است: تاراوی و میلاگی.
قالب های سنبه و ماتریس قالب هایی هستند که دارای ۲ قسمت فرورفتگی و برآمدگی می باشند و برای اهداف متفاوتی از قبیل: برش- خم- کشش- فرم و غیره استفاده می ش...
بررسی یک پدیده (مادی یا رخداد) یا موضوع (اجتماعی، فرهنگی، روانی و...) یا وضعیت (از راه آزمایش، مطالعه، اندیشیدن، هم اندیشی) در یک زمان مشخص برای دانست...
زنان و زایمان (به انگلیسی: Obstetrics and gynaecology) به اختصار OB/GYN یکی از رشته‌های پزشکی است، که به بیماری‌های مرتبط با دستگاه تناسلی زنان و مراق...
فضیلت (به انگلیسی: virtue) به برتری اخلاقی اشاره دارد. فضیلت خصیصه یا کیفیت مثبتی است که بصورت ذهنی از نظر اخلاقی برتر تلقی شود، و بنابراین بعنوان شال...
نگاه کنید به: پیشوند های زبان پارسی، پسوند های زبان پارسی در همین لغتنامه
فرق شعر و نثر نثر را در لغت نامه ها چنین تعریف کرده اند: نثر یعنی: پراکنده کردن، پراکنده، کلام غیر منظوم، خلاف نظم و سخنی که دارای وزن و قافیه...
بیرون و درون در گویش کازرونی(ع.ش)
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.