اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

وو

نویسه گردانی: WW
وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) :
دیلمی وار کند هزمان دراج غوی
بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .

منوچهری .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۷ ثانیه
ساکنان اصلى اسپانیاـ‌ بر خلاف آن چه از «گت» ها دیده بودند ـ ‌در مسلمانان اخلاق نیکو و برخورد درست را دیدند . و همین امر باعث اسلام آوردن آنان گردید از...
اصلی و کَرَم‌ یک داستان عاشیقی آذربایجانی است. روایت‌های گوناگون از آن در فرهنگ و ادبیات کشورهای ایران،[۱] جمهوری آذربایجان، روسیه، گرجستان، ترکیه و ب...
همتای پارسی این دو و اژه ی عربی، این است: فاشامان و ماویسان māvisān (سغدی) ***فانکو آدینات 09163657861
اینکه/این که: که در [اینکه] حرف ربط است؛ مانند: اینکه می گویند آن خوشتر ز این یار ما این دارد و آن نیز هم (حافظ)؛ ولی اگر به معنی این چیزی که یا این ک...
کوه در زبان سنسکریت کوته kuṭa (نقطه زیر t نشانگر آن است که گویش آن از برخورد نوک زبان با سقف دهان است؛ کمی عقب تر از جایی که ت معمولی پدید می آید) بود...
دانش مکانیک نزد مسلمانان «علم الحیل» خوانده مى‌شد. علم حیل، دانش یا شناخت ابزارهاى شگردساز در اصطلاح پیشینیان بود که بر اساس آن، معرّف آشنایى با انواع...
خاطرات و خطرات کتابی است شامل خاطرات و شرح زندگانی مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه) از رجال اواخر دوران قاجار تا اوایل دوران پهلوی که به نثر نوشته شده است....
مراقبت و تنبیه (به فرانسوی: Surveiller et punir) با عنوان فرعی زایش زندان (به فرانسوی: Naissance de la prison) عنوان کتابی است از میشل فوکو، فیلسوف فر...
درانه و دوزانه . [ دَرْ را ن َ / ن ِ وُ ن َ / ن ِ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) راتق و فاتق در امور. درادوزا. دران و دوزان : درانه و دوزانه به سر...
دامبول و دمبول . [ ل ُ دُ ] (اِ صوت مرکب ، از اتباع ) دامبول و دیمبول . حکایت آواز و ضرب و دورویه و تنبک و نقاره و مانند آن در عروسی ها و خان...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.