گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وو نویسه گردانی: WW وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) : دیلمی وار کند هزمان دراج غوی بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۹۲ ثانیه واژه معنی کبکبه و دبدبه اصطلاح محاورهای به معنای آوازه، شکوه، جاه و جلال، عظمت. در محاوره، به معنای منفی هم به کار میرود. مثال: «کبکبه و دبدبهاش زیاد است»: خودبزرگبین و ... تودیع و معارفه بدرود و آشنا کردن / جلسه تودیع و معارفه : جلسه ای برای عزل و نصب مدیران / قدردانی از مدیر قبلی معرفی مدیر جدید رمل و اسطرلاب این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. تساهل و تسامح آسان گیری، رواداری یا تسامح به مدارا، گذشت، چشم پوشی کردن وکوتاه آمدن یا تنازل کردن، رواداری، بردباری و تحمل آرای دیگران، سعه صدر و دیگرپذیری معنا ش... کسب و کار نوین این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. دست و پا کردن فراهم کردن، جور کردن، تهیه کردن، ارائه کردن، نشان دادن افراط و تفریط افراط و تفریط. از حد تعادل، یا معقول، در گذشتن در انجام امور، چه از طریق زیاده روی نمودن ( افراط ) و چه از طریق کوتاهی نمودن ( تفریط ). رجوع شود به... اوزان و مقادیر اوزانْ وَ مَقادیر، اصطلاحى در تمدن اسلامى برای واحدهای اندازهگیری کمیتهای گوناگون. اندازهگیری حجم با پیمایش یا «کیل»، در گذشته، افزون... خیرات و مبرات خیرات و مبرات. کارهای سخاوتمندانه و بزرگوارانه. در اینجا «خیرات» جمع «خیر» است و «مبرات» جمع «مبرة». رجوع شود به تبرع. (نگاه کنید به: خیرات ریشه تاریخ... اصلاق و نسبیت این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱۵۷ ۱۵۸ ۱۵۹ ۱۶۰ ۱۶۱ صفحه ۱۶۲ از ۲۱۸ ۱۶۳ ۱۶۴ ۱۶۵ ۱۶۶ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود