اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خوان

نویسه گردانی: ḴWAN
خوان . [ خ ِ / خ ُ ] (معرب ، اِ) معرب خوان فارسی . هرچه بر وی طعام خورند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، اَخْوِنة، خون .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۱ ثانیه
طالب خان . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه . در 3هزارگزی باختر مراغه و دوهزارگزی شمال باختری شوسه ٔ مراغه ب...
شیبک خان . [ ش َ ب َ ] (اِخ ) رجوع به شیبانی (محمدشاهبخت خان ...) و تاریخ ادبیات ایران ص 56، 57 و سبک شناسی ملک الشعراء بهار ج 1 ص 289 و سفرنام...
صادق خان . [ دِ ] (اِخ ) رجوع به محمد صادق خان شود.
صادق خان . [ دِ ] (اِخ ) از مشایخ مشهور هندوستان و مرشد اکبرشاه است . وی در 1006 هَ . ق .درگذشت و گور او در شهر اگره است . (قاموس الاعلام ).
صادق خان . [ دِ ] (اِخ ) جوانشیر فرزند محمدولی خان جوانشیر. وی از سران قزلباش است که تیمورشاه درانی به وقت حمله ٔ عبدالخالق خان او را مأمو...
صادق خان . [ دِ ] (اِخ ) وی برادر کوچک محمدخان زند و شهرت او از ناحیت برادر اوست . کریم خان پس از شکست علی مردان خان بختیاری لرستان را به ...
زمان خان به شخصیتی تاریخی در دوره صفویه اشاره دارد که از سران ایل قشقایی و رئیس طایفه «نفر» بوده و به دلیل دستور ساخت «پل زمانخان» در چهارمحال بختیاری...
شه پی خان . [ ش َه ْ ] (اِخ ) یا توکی . فرزند تولی خاقان که در سال 609 م . پس از پدر حکمران طوایف ترکان جنوبی گردید. وی در 615 م . هنگامی که...
طغماچ خان . [ طَ ] (اِخ ) لقب پادشاه طغماج که ولایتی است از ترکستان . (تاریخ رشیدی ).
طفغاج خان . [ طَ ] (اِخ ) جغراتکین بن نصر، ملقب به عمادالدوله ، مکنی به ابوالمظفر. از سلاطین ایلک خانیه ٔ ترکستان یا آل افراسیاب . رجوع به آل ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.